روز نوشت نود و هفتم

خرید بک لینک
اومدم خونه همه لباسام مونده خوابگاه ...

رفتم توی کشوی لباس ها دیدم یه تی شرت سرمه ای خوش رنگ جذب خوش اندام توی کشو هستش

منم برداشتم پوشیدمش ...خیلی خوش رنگه من تی شرت سبز و بنفش و صورتی و آبی و سبز کمرنگ و پر رنگ و سفید و طوسی و خاکستری و ... داشتم اما سرمه ای نداشتم خیلی خوبه خوشم اومد از رنگش. من رنگای سبز و بنفش و سرمه ای و سفیدو خیلی دوس دارم پیراهن خاکستری و طوسی تیره هم دوس دارم .

روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 3:57

خیلی تنها بودم یه مدت طولانی چند ساله بود که تنها بودم نمیدونم دقیقا چه فصلی بود چه موقعی بود موقعی بود که با یه روانشناس احمق پفیوز حرف زده بودم چرا فحشش میدم ؟ چون منم گاهی بی ادب میشمیه آدم معمولی باید یه بار حداقل بی ادب بشه . دارم تاکید میکنم این یه داستان دوروغکی و کشکی و الکیه که از روی فیلم فی المدة المعلوم ایده اش رو گرفته ام و میخوام بسازمش . داستان اینه که بعد از اینکه با این روانشناس بد حرف زدم بهم گفت خاک تو سرت کنن که تنهایی برو یه فکری به حال خودت بکن بدبخت ...بیچاره همه دوس دختر دارن همه دارن حال و هول میکنن جوانیت رفت و س55ک55س نکردی ... خیلی بهم برخورد خیلی تحت فشار روحی و تنهایی و همه چی بودم داستان دروغکیه ها بازم تاکید میکنم یه پسره توی سوئد این اتفاق براش افتاده که اونم توی خیال من ... خب چی میگفتم ؟ گفتم روانشناسه گفت که خاک توی سرت کنن رضا چه مرگته تو ؟ چرا نمیری واسه خودت یه دختر خوب پیدا کنی باهاش عشق کنی عمر کوتاه است لذت ببر حرفاش سنگین بود بهم آسیب زد تحقیر و تخریبم کرد و ناراحت و غمگینم کرد خیلی شکستم داد حرفاش اومدم خونه گفتم چه کنم ؟ هرکاری کردم نشد ... چه کردم ؟ رفتم اینستاگرام دیدم یه دخترایی هستن که نوشتن اگه صد هزار تومن پول بهشون بدی میذارن بری باهاشون س::ک":س کنی . من واقعا بهش فک نمیکردم اما خب به حدی حرفای روانشناس پفیوز ( نمیدونم این کلمه مع روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 3:57

یه تصمیم گرفتم اما نمیدونم چقدر بشه بهش پایبند موند تصمیم گرفتم تا سی سالگی قید ازدواج و دوستی و ...رو بزنمو به افکار پست این دوستمم که میگه اگه ادم یه روز س_ک;:س نکنه میمیره گوش نکنم . اگه هم گزینه ی مناسبی پیدا شد خود به خود بررسی میکنم و ازدواج میکنم اگه نشدم به درک من هدفمو میذارم روی اینکه چند سال دیگه جدی بشینم درس بخونم یه فوق لیسانس بگیرم به کتب مورد علاقه ام بپردازم بعدش میرم ازدواج میکنم دوست هم باید به صورت طبیعی و خود به خود شکل بگیره من اصن به مخ زنی اعتقاد ندارم اگه من خودم باشم در جریان طبیعی روابط افرادی بهم نزدیک میشن و باهام هم صحبت و صمیمی میشن . به نظرم این بهتره . توکل به خدا ببینم چقدر میشه روی این تصمیم ماند روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 20:11

رفته بودم کتابخونه ی دانشگاه یه دختره اونجا بود خیلی زیبا بود ( آدمایی که من زیبا میدونم از نظر خیلی ها معمولی محسوب میشن ) نگاهم میکرد منم داشتم کتابامو میذاشتم توی کیفم که یهو زدم کل اون شیشه و پنجره و کتابخونه و همه با هم لرزید داشتم با سختی کیفمو میبستم ...یهویی زد زیر خنده. دلم میخواست برم بهش بگم پاشو بیا بریم حرف بزنیم اما خجالت کشیدم توی جمع و شلوغی کتابخونه روم نشدنمیدونستم برم بهش چی بگم اونجا پسرها و دخترهای دیگه هم نشسته بودن خعلی دختره ساده ای بود نه آرایش خاصی داشت نه قیافه ی خاصی اما من از قیافه ش خوشم اومد. اینجاست که شاعر میگه : جمله ی نعمت روی زمین قسمت پررویان است خون دل میخورد آنکس که حیایی دارد . اینجا شروعش بود شروع حال بد من حال بدی که ناشی از ترس و خجالت و شرم و کمرویی و بی کفایتی و ناکامی میاد سراغ من حال بدی که ناشی از اینه که دلم میخواد گزینه ی مناسبم اونجا هست اما جرئت اقدام و شهامتشو ندارم میترسم خجالت میکشم کمرو هستم جرئت ندارم توی جمع برم بهش بگم توی شلوغی بهش بگم دوس دارم یه گوشه ی خلوتی که هیچکس نباشه برم باهاش حرف بزنم که هیچوقت این خلوته هم پیش نمیاد نشون به اون نشون که یک ساعت جلوی در کتابخونه قدم زدم حتی برگشتم توی کتابخونه اما نشد که نشد از جاش تکون نخورد شاید اگه میومد بیرون بهش میگفتم . حالا جدای ازینکه ممکنه اینکار کلا خیلی احمقانه به نظر بر روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 20:11

میدونی من همه رو دوس دارم به همه ی آدمای خوبم میگم دوستت دارم اما این دوستت دارم رو توی انگلیسی بهش میگن like من تو رو لایک دارم آی لایک یو ، توی فارسی بهش میگن من ازت خوشم میاد خوشم اومد از اون ویژگیت . خب این اسمش عشق نیست توی انگلیسی عشق رو با لاو love بیان میکنند . من تا وقتی که سه چهار ماه با یه نفر حرف نزنم و خوب نشناسمش نمیتونم ادعا لاو بکنم .

لاو یعنی اینکه وقتی که میره دهنت آسفالت میشه . این لاوه ...اینکه بگه میرم میگی به درک ...این اسمش لاو نیست.

روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 15:13

واسه چی میخوای فلسفه بخونی ؟زندگیتو بکن ...والا شوخی نمیکنم الان من تمام زندگیم رو فلسفه سیاه کردهنه معنایی مونده واسم نه جهانی نه امیدی نه خدایی . البته بعله بعله من نمازمم ترک نمیشه و میخونم اما این چه وضعیه که آدم به هیچی مطمئن نیست راجع به خدا صدتا نظریه هست راجع به دین صدتا راجع به اینکه جهان معنا داره یا پوچه صدتا نظر هست همینجوری صدتا در صدتا میخوای این ها رو بخونی ؟ بعدشم احساس پوکی کنی ؟ عرفان خوبه برید عرفان بخونید عرفان دلتونو رقیق میکنه روحتونو لطیف میکنه و بهتون ایمان و امید و معنا و توکل میده . عرفان که میگه منظورم این نیست که خودتونو خفه کنید ولی مثلا با خوندن اشعار حافظ و مولوی کتبی هست با عنوان عرفان حافظ ، عرفان مولوی ، عرفان ابن عربی این ها رو بخونید درباره ی عرفان و عرفا کتبی نوشته شده آدم های خوبی هم نوشته اند اساتید دانشگاه مثلا یه دور بشینید شفیعی کدکنی کتب خیلی خوبی درباره ی عرفا داره بخونید دنبال این عرفانای کاذب ماذب هم نرید باور کنید عرفان کاذب و ماذب و واقعی همشون محتواشون یه چیزه چهارتا کلمه و اصطلاحش فرق میکنه ولی عوضش رووحتون تازه میشه دلتون شفا پیدا میکنه صاف و شفاف میشید عمیق میشید احساس میکنید خیلی عمیق هستید ابوسعید ابوالخیر ، شفیعی کدکنی یه کتاب با همین نام داره . بایزید بسطامی و .... یا مثلا بشینید برنامه ی معرفت آقای دینانی رو یه دور گوش کنید خ روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 15:13

خب من هدفم از فیلم دیدن این بود که چیزی یاد بگیرم اولین بار که جدی یه فیلمی دیدم بازیگرش جوزف گوردون لویت بود و فیلمای این آدم خیلی قشنگن خب من خیلی شاد و امیدوار شدم ظاهرا توی اون فیلم سرطان داشت و خب یه ماجراهایی پیش اومد . این بود که من فهمیدم که فیلم دیدن مزایای خوبی داره مثلا فیلم دوستی و مزیت هاش رو که دیدم میلا کونیس رو خیلی دوس داشتم این دختر واقعا شیرین بازی کرده توی این فیلم . و فیلم بعدی که خیلی چسبید خیلی آرومم کرد خیلی جذاب بود فیلم بدون تعهد بود که ناتالی پورتمن توش نقش آفرینی کرده بود ناتالی پورتمن در فیلم نو استیرینگ اتچد (بدون تعهد) خیلی روی من تاثیر گذاشت تا جایی که دلم میخواد دوباره دانلود کنم ببینمش . کم کم دیدم فیلم ها میتونن روی آدم تاثیر بذارن وقتی که با فیلم لوگان گریه میکردم یا با فیلم پسنجرز (مسافران) گریه کردم و تنهایی هامو توی این فیلم دیدم . حتی آخرین فیلم ایرانی ای که دیدم فیلم فی المدت المعلوم بود که هرچی هرچی هرچی دلم میخواد بنویسم اینجا ریز جزئیات زندگی من و میلیون ها جوان دیگه رو شما میتونید توی فیلم فی المدت المعلوم ببینید . در مدت معلوم فیلم ایرانیه حتما دانلود کنید ببینیدش ریز جزئیاتش زندگی نامه ی منه اگه یه روز یکی بخواد زندگی نامه ی منو بسازه بهش میگم بره فی المدت المعلوم رو بسازه . واقعا اینو از صمیم قلب میگم . خلاصه فیلم دیدن خوبه به آدم خیل روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 15:13

امشب حالم بد نبود خیلی هم افسرده نبودم

چراغ اتاق خوابگاه رو که خاموش کردم یه لحظه گفتم خدایا این جان من رو بگیر و منو از زندگی رهایی ببخش

یا اگه نمیشه حداقل بیا برخی ازین مشکلات ازدواج و مالی زندگی من رو حل کن خیلی رنج میکشم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .

آمین یا ارحم الراحمین

آمین

روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 15:13

بعضی پسرها بر این باورند که بهتره با یک دختر خانم کارمند ازدواج کنیم و میگویند این مزایای زیادی داره 1. استقلال مالی سبب میشه که کمتر به همسر خود فشار مالی بیاورند2.استقلال مالی سبب میشه بتوانند به مخارج خانه کمک کنند 3.به دلیل دشواری مخارج زندگی کار کردن یک مرد به تنهایی نمیتواند کفاف زندگی مشترک را بدهد یک دلیل هم من اضافه میکنم : 4.زن اگر علاف در خانه بماند به انواع فسادها و وابستگی ها و حماقت ها روی خواهد آورد و یک شخصیت آویزون و تنها از او بوجود خواهد آمد که خود سبب وارد شدن در روابطی میشود که احتمالا منجر به خیانت و ... هم خواهد شد . گروه دوم بر خلاف گروه اول چنین استدلال میکنند که 1. زن اگر استقلال پیدا کند بیشتر به طلاق فکر خواهد کرد 2. زن اگر استقلال مالی داشته باشد کمتر شرایط زندگی مشترک را تحمل خواهد کرد 3. در اداره و خیابان امکانات فساد و انحراف و خیانت برای او بیشتر فراهم است 4. زن اگر در اداره و محل کار باشد کمتر میتواند به همسر و فرزندان خود رسیدگی کند. به نظر میرسه که هر دو گروه بهره هایی از حقیقت را بیان میکنند و بنابراین میتوان نتیجه گرفت که اگر یک زن بتواند یک کار پاره وقت یا کاری که نصف روز بیشتر طول نکشد داشته باشد و در محیط مناسب و امنی هم کار کند میتواند رضایت هر دو گروه را بر آورده کند . هرچند که شعور یک دختر خیلی مهمتر از میزان در آمد اوست چون زنی که شع روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 15:13

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 22:48

صفحه بندی